تبليغاتX
ماهنامه قلم - ماهنامة‌قلم- سال‌چهارم، شماره22، قوس84
علمی، فرهنگی، تحلیلی، پژوهشی و سیاسی

3ـ پايان بحران هويت ملي: در اين سرزمين چند قومي، در طول تاريخ صدوپنجاه ساله اخير، حملات بيرحمانه‌ي كه به فرهنگ‌ها و زبان هاي متنوع كشور  و از جمله به زبان جذاب و تاريخي فارسي دري صورت گرفته بايد پايان داده شود. و وكلاي ملت بدنبال هويت واحد ملي برخاسته از حقايق تاريخي و اصالت خراساني خود طبق آراي اكثريت جمعيت كشور و… بوده باشند و توصيه مي‌شود كه به‌جاي چند زبان رسمي، يك زبان رسمي و سياسي داشته باشيم.

4 ـ ارتباط با كشور هاي دوست: كشور هاي جهان بويژه كشور هاي هم جوار بي‌صبرانه در انتظار نتايج اولين انتخابات مدرن و پيشرفته افغانستان بودند و بعد از اعلام نتايج انتخابات ، از روند برگذاري و نتايج آن ابراز شادماني و خرسندي نمودند.

بنابراين، باتوجه بر اينكه اصول سياست خارجي ما مبتني بر حسن روابط سياسي، فرهنگي و اقتصادي مي‌باشد لذا وكلاي ملت به احساسات مجامع جهاني و بويژه كشورهاي هم‌جوار«هم فرهنگ، هم زبان و هم كيش خود» كاملا ًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً توجه نمايند و به رؤياهاي تاريخي و غير عملي، عده‌اي از عناصر ناسنجيده و… پايان دهند و به رشد و شكوفايي افغانستان موجود بينديشند. 

 

                                                                       مدير مسؤول

 

پيشينة پارلمان در افغانستان

                                                                                   قربانعلي هادي(صهباسهيل)

زماني که موضوع تضمين آزادي هاي فردي در جامعه به ميان مي‌آيد محدوديت قدرت مطلقه حاکمان و تقسيم قدرت ميان مردم و حکومت به عنوان يکي از راهکارهايي مطرح مي‌شود که بر اساس آن مردم به نوعي به آزادي‌هاي سياسي، اجتماعي و مدني دست مي‌يابند. اساسا مسالة ايجاد پارلمان نيز از همين جا منشأ مي‌گيرد و به همين دليل پارلمان را «نهادي ممثل اراده مردم» مي‌دانند.

نصرالله ستانکزي، استاد دانشکدة حقوق و علوم سياسي دانشگاه کابل در مورد ماهيت پارلمان در چارچوب دولت چنين اظهار نظر ميكند:«پارلمان يک نهاد سياسي و حقوقي در ساختار دولت‌ها است و به طور کل، تجمع نمايندگان مردم در يک مجمعِ قانوني است. اين مجمع به منظور تصويب قوانين، کنترل بر دولت و نظارت بر عملکردهاي حکومت ايجاد مي‌شود. پارلمان را در يک جمله مي‌توان شرکت مردم در قدرت عامه ناميد.»[1]

در افغانستان پيش از اينکه قانون در مورد ايجاد پارلمان و تفکيک قوا حکم کند، لويه جرگه ها (اجلاس بزرگان مردم) بيشتر نقش کليدي در تاسيس و به وجود آوردن نظام ها داشته است.

عارف ببرکزي، معاون وزارت اقوام و قبايل افغانستان مي‌گويد: برخي جرگه‎هايي وجود داشته، که در زمانهاي مختلف براي اين کشور سرنوشت ساز بوده است. او مي‌گويد: پس از کشته شدن امير حبيب الله خان در سال 1300 خورشيدي، اولين لويه جرگه در شهر جلال آباد برگزار شد، در اين لويه جرگه نخستين بار مسوده (پيش نويس) قانون اساسي و برخي نظامنامه ها به تصويب رسيد. پس از آن در ۱۳۰۳ خورشيدي يعني سه سال بعد، لويه جرگه اساسي منتخب در ولسوالي پغمان تاسيس شد که ۴۲۸ تن عضو داشت و برخي نظامنامه‎هايي را که قبلا تصويب نشده بود در اين لويه جرگه به تصويب رساندند.[2]

او مي‌افزايد: «بعد از آن در سال ۱۳۰۷ خورشيدي، امير امان الله خان از سفر اروپا به افغانستان بازگشت و لويه جرگه بزرگ با اشتراک يک هزار و يک صد تن را در پغمان برگزار کرد و در اين اجلاس براي اولين بار رنگ پرچم افغانستان تعيين شد.»

تفاوت ميان لويه جرگه و پارلمان

به باور برخي از كارشناسان مسايل سياسي كشور، لويه جرگه ها در افغانستان در زمان هاي مختلف بيشتر به عنوان يک نهاد مؤسس کارآيي داشته است تا يک پارلمان.

نصرالله ستانکزي در مورد برخي از تفاوتها ميان نقش لويه جرگه ها و پارلمان ها در افغانستان مي‌گويد: «لويه جرگه وقتي در قانون اساسي پيش بيني مي‌شود كه كشور افغانستان بدون دولت باشد. در واقع اشاره به مجلس موسسان است، و وجود اين مجلس هم زماني مطرح مي‌شود که يک کشور فاقد دولت و قانون باشد، اين مجلس موسسان، دولت و عناصر مربوط به دولت را در چارچوب قانون تقسيم بندي مي‌کند، با وجود اينکه لويه جرگه‌هاي افغانستان ويژگي‎هاي تعاملي دارد و به مجلس موسسان که در اروپا در طول ساليان تمرين شده بود، شباهت دارد».[3]

 اما پارلمان در يك كشوري داراي حكومت و دولت پيش بيني مي‌شود كه وظيفة آن تصويب قوانين، لوايح و مسايل ديگر مربوط به كشور ميباشد.  

اولين پارلمان در افغانستان

نخستين بار فکر ايجاد پارلمان که بيشتر از تحولات منطقه و جهان الهام گرفته بود، در زمان شاه امان الله خان در افغانستان طرح شد و پس از آن اولين پارلمان به شيوه معاصر و مروج در جامعه بين المللي در دوره سلطنت محمد نادر شاه در سال ۱۳۱۱ خورشيدي پايگذاري شد. در دوره سلطنت محمد نادرشاه در سال ۱۳۰۸ خورشيدي، مجلس عيان که ۳۸ نفر عضو داشت آغاز به کار کرد و درست سه سال پس از آن، با ايجاد مجلس دوم زير نام «شوراي ملي» عملا افغانستان داراي پارلماني شد که داراي دو مجلس بود.

پارلمان‎هاي افغانستان در ابتدا بيشتر انتصابي بود تا انتخابي. زماني که ظاهر شاه به قدرت رسيد پارلمان‎هاي افغانستان تا دور يازدهم پارلمان‎هاي انتصابي بودند.[4]

پارلمان «دموکراتيک» و «غيردموکراتيک»

در حال حاضر اکثر کشورهاي جهان پارلمان‎هايي به شکل دو مجلسي و يا يک مجلسي دارند اما تفاوت در نوع اين پارلمان‎ها، نشان دهنده تأثير و کارآيي آنهاست.

آقاي ستانکزي معتقد است كه، کشورهايي که داراي پارلمان‎هاي دموکراتيک هستند، موثريت و كارآيي بيشتر دارند.

او مي‎گويد: «پارلمانها از لحاظ ماهيت دو نوع هستند؛ پارلمان‎هاي دموکراتيک و غير دموکراتيک. پارلمان‎هاي دموکراتيک بر اساس اراده مردم به طور طبيعي به ميان مي‌آيند و اين پارلمان‎ها بايد انتخابات شفاف داشته باشند.حضور احزاب چشمگير باشد و حضور اقليت‎ها و جامعه مدني مشاهده شود. اما پارلمان‎هايي که از سوي حکومت‎ها، دولت‎ها و حلقات معين سياسي از بيرون تنظيم مي‎شود، غير دموکراتيک است و فقط يک عنصر سياسي محسوب مي‌شود.»

کارشناسان معتقدند که وجود پارلمانهاي سمبليک (نمادين) و غير دموکراتيک در جهان سبب شده است تنها ۵۰ در صد مردم از دموکراسي بهره‎مند شوند.

در حاليکه کشورهاي مختلف جهان انواع پارلمان ها را تجربه مي‎کنند بطور کلي برداشت‌هاي جهاني در مورد پارلمان و نقش آن در روند دموکراسي چگونه است؟

آقاي ستانکزي در اين مورد مي‌گويد: «پارلمانهاي دموکراتيک و غير دموکراتيک محصول تجربه پارلمانهاي جهان است. تجارب خوب پارلمان را مي‌توان در اروپا بيشتر مشاهده کرد، برخي از کشورهاي آسيايي مانند هند، اندونزي، فيليپين و تايلند و... مثالهاي خوب پارلمان ها در منطقه هستند. در اين کشورها کمتر واقع مي‌شود که عدم حضور مردم، احزاب و نامزدهاي مستقل در انتخابات باعث نگراني دولت هامي‌شوند. به طور مثال در يکي از انتخابات پارلماني در هندوستان فقط ۱۵ درصد از مردم کشمير که واجد شرايط بودند در انتخابات شرکت کردند اما کميسيون تنظيم انتخابات در هندوستان نتايج انتخابات را مشروع ارزيابي کرد».[5]

پارلمان؛ تامين کننده دموکراسي درافغانستان

پارلماني که از زمان نادر خان آغاز شده بود تا دور يازدهم يکسان ادامه داشت، حکومت مشورت‎هاي خود را از پارلمان مي‎گرفت، مساله بودجه از طريق پارلمان حل مي‎شد، پيش نويس قوانين تصويب مي‎شد... اما در دوره ي دوازدهم فعاليت پارلمان در افغانستان، براي اولين بار در سال ۱۳۴۳، با به وجود آمدن تفکيک قواي سه گانه، يک شورا (مجلس) مقتدر و با صلاحيت ايجاد شد. اکثريت نمايندگان، از مردم اعتدال پسند بودند و اين شورا استقلال کامل و طبيعي خود را داشت،كه استقلال راي و اظهار بيان قابل توجه بودنمايندگان اين شورا نظريات خود را آزادانه اظهار مي‎کردند و قوانيني که به نفع ملت بود تصويب مي‎شد و قوانيني که با منافع ملي سازگار نبود رد مي‎شد. اين شورا صلاحيت داشت که هميشه از دولت سؤال کند و در مقابل، حکومتهادر برابر شورا مسؤوليت داشت و جوابگو بود.[6]

با اين وجود، نقد و نظرها در مورد چگونگي پارلمان افغانستان ناهمگون است اما در يک نگاه عمومي که بسياري بر آن اتفاق نظر دارند، پارلمان به عنوان يکي از اصول مهم براي تحکيم و نهادينه کردن دموکراسي و تامين آزادي هاي فردي، امري ضروري پنداشته مي‌شود.

بيشتر مردم بر اين باورند که وجود پارلمان هر چند ضعيف و غير دموکراتيک، نسبت به نبود پارلمان در يک کشور بهتر است.

 

پي نوشتها:



[1] .  سرويس جهانی بي بي سي _ خاورميانه.

[2] . سرويس جهاني بي بي سي _ خاورميانه.

[3] . همان.

[4] . كمال،  محمد ناصر، افغانستان سرزمين آريا، به همت احمد وليد‍)پژمان) چاپ دوم، 1377، قصه خواني پيشاور، ص 154؛ نشرية فرهنگي، اجتماعي سراج، بصير احمد دولت آبادي، شماره 24.

[5]. بي بي سي _ خاورميانه.

[6] . فرهنگ، مير محمد صديق، افغانستان در پنج قرن اخير، چاپ دوم، 1374، قم، قسمت دوم، صص 605 و 606.

 

اهميت بازگشت تحصيل‌كردگان

جوادي دايكندي

طرح موضوع:

 

اگر چه افق سرزمين غمبار افغانستان به روشنائي گرايده و درخت نظم نوين اداري و سياسي كشور تناور گشته به گونه اي كه اميد به فرداي بهتر را تقويت مي‌كند اما تا زمان تحقق يك زندگاني ايده‌آل، مدرن و  پيشرفته فاصله‌ها اندك نيست زيرا، آينده بهتر و دل پذيرتر بدست نخبگان علمي، ادبي و سياسي اهل فضل و زوق جامعه رقم مي‌خورد كه متأسفانه اكثريت تحصيل‌كردكان در خارج از كشور زندگاني دارند و مردم درد كشيده و رنج ديده‌اي اين مرز بوم، با فقر علمي، تهاجم وسيع فرهنگي، فلاكت اقتصادي، بحران اخلاقي، تنش‌هاي قومي و... دست و پنجه خرد مي‌كنند. بنابراين، پيشاپيش تأكيد مي‌ورزيم كه فضلاي دردمند و انديشمندان معارف اسلامي، نبايد در فكر زندگي شخصي خود در ديار هجرت بدون انديشه بازگشت به وطن خويش با شند،

هجرت و مسافرت به سرزمين غربت بخاطر رسيدن به اهداف عالي، تأليف، پژوهش، كسب علم وكمال و...؛ جذاب، دل كش و پذيرفتني است. ولي از آن‌جايي كه سعادت مطلق جامعه و مردم، بستگي به فعاليت‌هاي علمي و سياسي دانشمندان و حضور فيزيكي دانش‌آموختگان در ميان توده‌هاي جامعه و مراكز علمي دارد، نبايد انديشه پروسه بازگشت را از فكر خود دور كنيم، البته اين وظيفة جمهوري

اسلامي افغانستان است كه در فكر جذب اتباع تحصيل‌كرده خود از سراسر جهان بوده باشد، و حتي لازم و ضروري است كه از دانشوران منطقه و كشور‌هاي همجوار كمك بطلبد. در هر حال موضوع مورد نظر در چند فصل مورد بحث و تحليل قرار مي گيرد .

فصل اول :

در اين فصل، راز پيشرفتگي و عقب ماندگي جامعه را به بحث مي‌گيريم، سپس از اهميت بازگشت تحصيل‌كردكان سخن مي‌گويم :

راز پيشرفتگي و عقب ماندگي

راز پيشرفت و توسعه چيست ؟ پاسخ اين پرسش را از گفته‌هاي دانشمندان در مي‌يابيم كه مي‌گويند: راز توسعه كشور‌هاي پيشرو، در گروي انديشه انديشمندان و علم خردمندان در عرضه‌هاي فرهنگ، سياست، اقتصاد، ادبيات، هنر و علوم انساني و طبيعي و... نهفته است. البته ترقي و توسعه كشورها و ملت‌هاي پيشرو در جهان، ادله‌ي پيدا پنهاني زيادي دارد امّا چند موضوع مثل: (مديريت قوي علمي‌، وجدان كاري  به روش علمي‌،اهتمام به آموزش كودكان و از همه مهمتر جذب نخبگان علمي‌) مورد توجه قرار دارند امّا حالا سخن اصلي درباره همين چهارمي‌(جذ ب نخبگان علمي‌از ديار غربت توسط دولت اسلامي افغانستان ) مي‌باشد.

جالب است ياد آوري كنيم كه هر وقت ما، در جست‌وجوي كشف راز و ادله‌ي پيشرفت ويا عقب ماندگي كشور‌ها باشيم مي‌بينيم كه بسياري از كشور‌هاي در حال توسعه با پديده اي موسوم به (فرار مغزها) مواجه هستند و به همين خاطر، آگاهان اين جوامع از فرار اهل علم وتخصص كه بيشتر جنبه اقتصادي ( رفاه طلبي حتي تن پروري و يا شايد بخاطر نداشتن شغل مناسب و... ) سخت نگران هستند . امّا كشور‌هاي پيشرفته همواره در صدد جذب نوابغ و نخبگان علمي از تمام مليتهاي جهان هستند.

بنابر اين، با درك وفهم  اين موضوع مهم وبا توجه به شرائط جهاني وبين المللي، راز عقب افتاد گي افغانستان و آوار گي هميشگي اين مردم را كاملاًً در يافته‌ايم، اما علت بي توجهي جمهوري اسلامي افغانستان به تحصيل كردگان مهاجررا نفهميده ايم. اين كشوردر اثر جنگ‌هاي خونين در سه دهة اخير و مشتعل ساختن مجدد تنش‌ها و جنگ‌هاي قومي، زباني ومذهبي و... اكثريت متخصصان، دانش‌آموختگان خود را از دست داده يعني يا بدست ارتش سرخ روس، كمونيست‌ها و يا بدست گروه‌هاي ترورستي بين المللي القاعده طالبان و پاكستان و... گرفتار شدند و به درجة رفيع شهادت نائل آمدند. يا اينكه اهل علم و انديشه افغانستان راهي كشور‌هاي غربي و عربي شدند، كه درحال حاضرغرق در ناز و تنعم هستند به گونه‌ي كه حتي سرزمين، فرهنگ، آداب سنت‌هاي جذاب اجدادي و تاريخي كشور خويش را فراموش كرده‌اند . گفته ميشود در زمانيكه از بعضي دانش‌آ موختگان مقيم غرب براي خدمت به مردم، دعوت بعمل آوردند، در پاسخ گفتند: بازگشت به وطن مشروط به تضمين ويزاي دائمي كشور مهاجر پذير و يا تثبيت تابعيت دوگانه است، اما جمهوري اسلامي افغانستان بازهم به دنبال متخصصان خود باخته مقيم غرب ( كساني كه بدليل تن پروري و هوسراني حتي عاطفه انساني در وجودشان مرده است ) راه افتاده امّا در فكر جذب و جمع تحصيل‌كردگان مهاجر در كشور‌هاي همسايه نيست، بنابراين، كساني كه درد مردمي و احساس تكليف اسلامي دارند، نبايد در انتظار دعوت نامة جمهوري اسلامي افغانستان باشند و بلكه در انتظار به زندان انداختن مثل محقق‌نسب بوده باشند. در هرحال انتظار داريم كه مهاجران تحصيل‌كرده در كشورهاي جمهوري اسلامي ايران، پاكستان، هندوستان و كشور راي آ سياي ميانه و... از سرزمين، تاريخ، فرهنگ وآرمان شهداي خويش غافل نباشند.

اهميّت بازگشت تحصيل‌كردگان

اهميّت بازگشت و عودت تحصيل‌كردكان به منظور بازسازي در شرائط امروزي افغانستان براي كسي پو شيده نيست بلكه بازگشت علماي ديني و متخصصان مهاجر به منزله ي يك  جهاد در راه خدا، مبارزه با نفس اماره، راه اندازي يك انقلا ب دروني، خويشتن شناسي و خود سازي مي‌باشد . البته بودند كساني كه اهميّت وضرورت بازگشت فارغ التحصيلا ن را درك كردند و به‌خاطر اعتقادات راسخ ديني، حفظ اصالت خراساني و به‌خاطر انجام وظايف انساني وميهني و... تمام رفاه و آسايش و حتي شناسنامه خارجي خود را دور انداخته ودر ميان مردم ستم ديده وبلا كشيده برگشتند. تعدادي از علماي اسلام در دوره ي حاكميت طالبان والقاعده در افغانستان اوج مشقت‌ها، سختي‌ها، تشنه‌كامي‌ها و گرسنگي‌ها را در راه خدا حفظ هويت دين و آزادگي مردم تحمل كردند و در عين حال از زندگاني خود راضي و خشنود بوده و هستند .

حقيقتاً اين‌ها عابدان، مجاهدان و بندگان صالح خدايند كه در ميان خرا به‌ها، دهكده‌ها و روستاها به ياري مظلوم‌ترين مردمان تاريخ شتافتنه و خدمت كردند، بعنوا ن روحا ني، روح و روا ن تو ده‌هاي مصيبت ديده را در مال شاداب نگه داشتند. اهميت باز گشت تحصيل كرد كا ن زماني معلوم مي‌شود كه بدانيم رسيدن به اهدا ف عالي، تحقق آرزو‌هاي خدائي و انديشه ايده‌آل و... بهاي سنگين، قربان، خون، ايثا ر گر و از خود گذشتگي را مي‌طلبد.

نابرده رنج گنج ميسر نمي‌شود      مزد آن  گرفت جان برادر كه كاركرد     

البته كساني كه دغذغة ديني و باور‌هاي خدائي دارند بايد در برابر تهاجم فرهنگي كشور‌هاي غربي در افغانستان، به تبليغات عملي و علمي بپردازد چنانچه هم اكنون تعداد زيادي از علماي اسلا م اهميت مبارزه با فرهنگ مبتذل را درك كرده حتي زن و فرزندان خود را در ديار غربت تنها گذاشته، در قريه و قصبات دور افتاده سرگرم   تبليغ و ترويج احكام ديني هستند.

 

سيد جمال، بيدارگر جاودان

محمد قيوم عرفاني

افتخار هر ملت و كشور بر چهره‌هاي علمي و شخصيت‌هاي برجستة آن است. درخشيدن ستارگان فروزان درآسمان تاريخ وفرهنگ هر جامعه نشان استعدادها، توانمندي‌ها و بالندگي‌هايي است، كه در جوهره و نهاد آن جامعه ومردمش نهفته است، اين گنج‌هاي پنهان و ذخيره‌هاي نهفته در سيماي مفاخر علمي، انقلابي، مؤلفان و مصلحان جلوه مي‌كند. بنا براين، بانگري به اين گونه شخصيت ها توجه به گنجينه‌هاي گران قيمت و پشتوانه‌هاي فرهنگي يك است. چه چيزي جز اين نگاه و شناخت مي‌تواند به فرزندان يك آب و خاك و وارثان يك مكتب، اعتماد به نفس بخشد و در مسير ايستادن در برابر طوفان‌هاي مهاجم وسيلاب‌هايي خانمان برانداز، به مقاومت، مرزباني و دفاع از هويت مستقل خود، فراخواند .

آري، از ساحل‌هاي شمالي آمو دريا تا دامنه‌ي اهرام را بيدا ركرد، واز صخره‌هاي دره‌ي بدخشان تا پايه‌هاي جامع الازهر را به حر كت در آورد، آن روز كه خواب گران براين قلمرو پهناور، سايه افكنده بود و شب ديجور بر همه سوي آن رنگ سياهي، تباهي و سكوت زده بود، بسان خورشيد درخشيدن، تبا هي‌ها را پراكندن، خواب‌ها را آشفته ساختن و سكوت ها را در هم شكستن، رسالتي بس عظيم بود ن. به راستي دريغ و شگفتا نيست كه از چهره‌هاي افتخار آفرين خويش كه گذشته اي تاريخ، علوم و فرهنگ اسلامي ما را به امروز پيوند مي‌دهند، بيگانه با شيم ؟ ! عجبا كساني كه از«هيچ»

قهرمان مي‌سازند و از«اسطوره ها» افتخارات  بزرگ پديد مي‌آورند، با اين همه سر چشمه‌هاي كرامت اقتدار و اقيانوس‌ها ي مواج دانش و اسوه‌هاي پاكي وفرزانگي گرفتار و دچار احساس حقارت باشيم !

به نظر مي‌رسد كه اين، كمترين سپاسي باشد كه در برابر تلاش‌ها وزحمات گونا گون و گسترده آنان‌كه درفش دين و پرچم آزادگي، شرف وعزت را به اهتزاز درآورده و افراشته داشته‌اند وبا علم و تقوا مبارزات و خدمات شان سر راه بشريت در چهار سوي تاريخ به نور افشاني و روشنگري ايستاده‌اند؛ مي‌توان انجام داد .

آري، روزگاري كه دشمن كار خويش را آگاهانه انجام داده بود. غفلت آفريده و ترس پراكنده بود، ديپلماسي و سياست استعمارگران چنان عمل كرده بود كه حتي فقيهان دين، مسايل اجتماع را پشت سرا فكنده بودند و بيرون از چارچوب  و چارديواري مدرسه و مسجد به چيزي نمي‌انديشيد.

مردي از اسد آباد همدان يا از خطه‌ي افغان[i]، شوريده سر، با صيحه‌ي آسماني روحي كه آهنگ پرخروش در فضاي كشور‌هاي مستعمره

همچون رعد و برق جنبش آوري مي‌پيچيد و لرزة ناگها ني برآني پيكر استعمار و اعصاب وروان استعمار طلبان مي‌افكند كه تمام صدا‌هاي اجتماعي ديگري قرن را تحت الشعاع خود قرارمي‌دهد. آري او كسي نيست، جز شخصيت بي نظير در تاريخ بشريت، از سلالة پاك محمد(ص) سيدجمال الدين اسد ابادي. طلبه‌ي كه تحصيلا ت خود را از مكتب خانه آغاز كرده، سپس به حوزه‌ي علميه پا نهاده بود. وي سكوت آنروز حوزه ها را تحمل نكرد و آن قفل خموش را كه بردهان وارثان پيامبران و مجا هدان مي‌ديد، برنتابيد . آگاه مرد سكوت عالمان مدرسان و طلا ب را در برابرهجوم بيگانه نپذيرفت بدون ترديد، سلسله جنبان نهضت‌هاي اصلا حي در صد ساله اخير، سيدجمال الدين اسد ابادي معروف به افغاني است.

او بود كه بيدار سازي را در كشور‌هاي اسلامي آغاز كرد، درد‌هاي اجتماعي مسلمين را با واقع بيني خاصي بازگو نمود، راه اصلا ح و چاره جويي را نشان داد. نهضت سيد جمال هم فكري بود و هم اجتماعي، او ميخواست رستا خيزي هم د ر انديشه ي مسلمانان بوجود آورد و هم در نظامات آن‌ها. او در يك كشور و يك شهر و حتي در يك قاره توقف نكرد، آسيا، اروپا وآفريقا را زير پا گذاشت[ii]. آوازه‌ي شهرت او، در ربع اخيرقرن نوزدهم، از مراكش تا كلكته، از كابل تا تهران و بغداد از سن‌پيترزبورگ تا پاريس و لندن و خرطوم طنين انداز بود. در پايتخت‌ها ي مشهور جهان، ساستمداران بزرگ علي الدوام. درباره افكار، عمليات و نقشه‌هاي سيد گفتگو و غالباً ابراز انديشه مي‌نمودند. صداي سيد جما ل از آن نظردر گوشها، هوشها، د لها طنين داشت كه از اعماق روح فرهنگ و تاريخ پرافتخار اسلامي برخاست. زيرا او خود پروردة همين فرهنگ بود، ابعاد روحش در فضاي همين فرهنگ ساخته شده بود. حيات افغاني، حيات قهرمانانه بود پر از انديشه‌هاي تابناك و حياتي كه درنسل‌هاي آينده‌ي مسلمانان تاثيري پردوام گذاشت كه هنوزهم ازميان نرفته است.[iii]  

سيد عالمي بود متبحر، متجدد و روشن بين كه دانش قديم شرقي را  با علوم جديد در دنياي غرب آميخته واز آن فورمول‌ها و فاكتور‌هاي مجرب براي مداواي درد‌هاي مزمن جواسع اسلا مي و شرقي كشف نموده بود. سيد فيلسوفي بود عميق و موشكاف كه مي‌توانست با استعداد و منطق قوي خود با مشهورترين فلا سفة عصر مانند «ارنست ونان » طرف شده به مباحثه و مناظره بپردازد، و بالاخره او را مجاب گرداند. سيد سياستمداري ورزيده كه بزرگترين سياسيون جهان را با منطق قوي و صراحت لهجة خود تحت تأثير قرار مي‌داد، خطيبي بود آ تش زبان كه اهل مجلس را با سحر بيان و نفوز كلا م و برق نگاه خود مسحور مي‌ساخت. لذا هم او را با او صاف  ًًًًًًًًًًًًًحكيم مجدد ًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً، پيشواي مصلح ًًًًًًً ًًًًًقطب دايره‌ي (علوم ًًًنادره ي دوران وًًآيتيًً از ايات خدا (آيت الله)نام برده اند.[iv]

در واقع، راز شخصيت او و همة فعاليت‌هايش عشق او به آزادي و استقلا ل و نفرت او از هر نوع تجاوز بود و شرافت نفس آرمان حيات او محسوب مي‌شد. بدين لحاظ است كه بعضي از محققين حتي اصطلاح «جمال شناسي» را به عنوان رشته اي از تحقيق به كار برده اند.كه اختصاص به سيد جمال الدين دارد.[v]

نوع محققان و آگاهان ازمسايل تاريخ سياست و اجتماع سيد جمال الدين را به عظمت و اخلا ص ستوده اند و در او جز فدا كاري و خويشتن را فراموش كردن و بر سر هدف گزشتن چيزي نديدند. لذا اسناد ومدارك جديد در مورد او حكم لوح زرين پيدا كرده و صحبت درباره‌ي اوبحث روز محسوب مي‌شود و بالاخره يك قرن و اندي از مرگ آن مرد بزرگ مي‌گذرد ولي نام بلند اوهمچنان درخاطره‌هاي نقش بسته است و شخصيت جالب او در دل همة مسلمانان گرامي خواهد ماند و انديشه‌هاي عالي و خاطرات جاودان او در سراسر دنياي شرق و جهان اسلا م مانند اشعة حيات بخش و فياض آفتاب نور افشاني خواهد كرد.

 اگرچه خود آن رادمرد تاريخ و اعجوبة دهر از ميان كاروان بشريت بار سفر بست و رفت و به قول يكي از(معاصرينش پورفيسور ادوارد براون ) اين اعجوبه‌هاي دهر كه به حقيقت يكي از تجليات قدرت خداوند بود، مانند يك شعله برقي درميان يك طوفان عظيم بر جهان تابيد و گذشت.[vi] بنابرآنچه گفته شد زندگي و انديشه‌ي سيد جمال الدين براي تاريخ و فرهنگ عصر جديد بسيار حائز اهميّت است و نمي‌توان آن‌را ناديده انگاشت.

اگر آن‌روز در اثر شكوفايي تمدن نوين باختر زمين و در پي آن هجوم نظامي سياسي و فرهنگي آن بر شرق اسلامي در آغاز قرن نوز دهم ميلادي واكنش افراد و گرو‌هاي روشن فكر مسلمان را برانگيخت و آنان‌ را به بازيابي هويت فرهنگي و ملي خويش و اداركردند از جمله سيد جمال الدين را كه مبارزه با استعمار خارجي استبداد داخلي در انداختن طرحي نو براي  اصلاح جامعه اسلا مي زدودن پيرايه ها و بازگشت به گوهر دين و روشن كردن موضع اسلام در ارتباط  علوم جديد از عناوين مهم مي‌توان تلقي كرد كه با نام سيد جمال الدين پيوند خورده است.

      امروز نيز جامعه ي اسلامي مورد هجمهءبي امن باختر زمين بويژه  استكبارجهاني از ابعاد مختلف نظامي سياسي اقتصادي فرهنگي و... قرار گرفته است جامعه نيازمند سيد جمال‌ها و انديشه‌هاي او است كه بسان نور فراوان خويش قرار دهند وملت اسلام جامعه‌اي اسلامي را ازچنگال ددمنشان وآزمندان نجات دهند انديشه‌ها و ايده‌هاي سيدجمال براي نيل به تعالي و شرقي هنوز هم ايده‌هاي نو و گفتمان روز ميباشد وخواهد بود.

        متفكرين مسلمان متجد د امروز نيزبرديدگاه‌هاي سيد براي رسيدن به قله‌هاي اقتدار و توانايتأكيد دارند وايده‌هاي وي رااز مهمترين استراتيژي ها براي توسعه ورشدهمه جانبه ي دولت ملت‌هاي امروزي مي‌دانند لذاست كه افكار سيد همچنان بر قوت خود باقي است ودر چنين افكار بوده آينده هم همينطور خواهد بود. چرا كه جامعه اسلامي نيازمند و به پشتوانه ي انها سر فرازي و سر بلندي خود را بيمه مينمايد.


      پي نوشتها

 


 

1.       BBC World Service-Middle East.

2.       BBC World Service-Middle East.

3.       Ibid.

4.       كمال،  محمد ناصر، افغانستان سرزمين آريا، به همت احمد وليد‍)پژمان) چاپ دوم، 1377، قصه خواني پيشاور، ص 154؛ نشرية فرهنگي، اجتماعي سراج، بصير احمد دولت آبادي، شماره 24.

5.       BBC World Service-Middle East.

6.       فرهنگ، مير محمد صديق، افغانستان در پنج قرن اخير، چاپ دوم، 1374، قم، قسمت دوم، صص 605 و 606

7.       غلامرضا نجاتي، جنبش‌هاي ملي مصري، تهران، سهامي انتشار، 1365، سوم، ج1.

8.       مطهري، مرتضي، نهضتهاي اسلامي در صد سالة اخير، صدرا، قم، ص 14و 15.

9.       علي اصغر حلبي، تاريخ نهضت‌هاي ديني سياسي معاصر، تهران، بهبهاني،شهري1376 ،چاپ دوم،ص49.

  1. محمد رضا خسروي بيدر گراناقاليم قم مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم 1362 ص 19.

11.   كريم مجتهدي سيد جمال الدين اسد ابادي و تفكر جديد تهران نشر تاريخ اسلا م 1363 چاپ اول ص15 . 

  1. سيد قاسم رشتيا سيد جمال الدين افغاني وافغانستان كابل موسسهء انتشارات بيهقي حوت 1355 ص2.

 

 

آسيب هاي انتخابات پارلماني

 

در گفتگو با عبد اللطيف نظري كارشناس ارشد علوم سياسي، عضوشوراي سياستگذاري بنياد فرهنگي و سر دبير فصل نامه علميتوسعه.

 

   " : بهعنوان سوال اوِّل ضمن توضيح اهمّيت انتخابات، بفرماييد كه انتخابات پارلماني داراي چه نقاط قوت بوده است؟

نظري : انتخابات مهمترين عنصر مشاركت سياسي در جهان معاصر است. مشاركت سياسي از انجا كه عرصه عيني تجلي ادارة ملي ميباشد، از اهمّيت  بهسزايي بر خوردار است. زيرا هر نظاميكه مشاركت مردميرا به همراه

خود دا شته باشد، علي القاعده امكان  استمرار حاكميتش را بيش از پيش يافته و موجب غناي فرهنگ سياسي جامعه خواهد شد.

لذا جان استوارت ميل ميگويد: از مزاياي حكومت آزاد اين است كه باعث رشد و پرورش قواي عقلي افراد ميشود. زيرا وقتي به مردم حق شركت د ر ا نتخا با ت داده ميشود،

تلويحا از آنها درخواست ميشود كه نظر خود را دربارة سياست و پروگرام هاي دولت ابزار كنند. ثمرهي اين پروسه

آن است كه مردم را وادار ميسازد پيش از رفتن پاي صند وق انتخابات فكر كنند و تصميم بگيرند كه به چه كسي با چه ملاك‎هايي رأي بدهند. در ارتباط با نقاط قوت انتخابات پارلماني ميتوان به اجمال به مقولات ذيل اشاره داشت:

1ـ اين انتخابات را ميتوان موتور متحرك دموكراسي نوپا تلقي كرد. در واقع برگزاري اولين  انتخابات پارلماني پس از جنگ گامي مثبت در جهت مردم سالاري و استقرا ر نظام دموكراتيك  شناخته ميشود و از دموكراسي نوپاي ملي ترجماني ميكند .

  2ـ طبق گزارشها، در مقايسه با انتخابات رياست جمهوري اين انتخابات از نظم و مديريت بهتر در حوزهها

مختلف و در ولا يتهاي مختلف كشور بر خور دار بوده است و از اين نظر نيز ميتوان به اين مهم بذ ل توجه كرد.

3ـ بالا آمدن برخي كانديدا در مركز و نقطهي شغل قدرت عناصر حاكم نشان داد كه تخلف و تقلب هاي انتخاباتي ابعاد وسيع و چشمگير نداشته است. البته نميتوان منكر تقلبّات شد و به نظر ميرسد كه در جامعهي افغانستان هنوز زود است كه انتظار انتخابات عاري از تقلب را داشته با شيم.

": به نظر شما انتخابات پارلماني با چه آسيب هايي همراه بوده است؟

نظري : آسيب شناسي انتخابات پارلماني از منظرههاي مختلف قابل سنجش و ارزيابي است. يكي از آسيب‎ها و موانع جدي فرا روي ا نتخا با ت پارلماني گذشته واحياناّ آتيه، عدم ديرينگي ساختار دموكراتيك در كشور ميبا شد. افغانستان كه با تجربه طولاني استبداد و رژيم هاي توتاليتر و ساختار بسته و غير منعطف همراه بوده است تنها چهار سال است كه با همكاري جامعة بين المللي تمهيدات و زمينههاي لازم براي استيفاي حقوق شهروندي را ا يجاد كرده و مكا نيزم‎هاي را در جهت مهار و كنترل قدرت سيا سي و تحقق و قدرت د مو كرا تيك پي ريزي كرده است. اينجاست كه يك سلسله به هم بافته موانع ساختاري و بينشي را مييابيم كه بر سر راه انتخابات آزا د، منصفانه و عادلانه قد برافراشته‎اند و راه چارة آن هم در آغاز، تحولي در بينش و عقايد مسئولان حكومتي، احزاب سياسي، رؤساي اقوا م و قبا يل، عالمان ديني و روشنفكران جامعه است. بديهي است كه تنها پس از تحولي فكري و تغيير بينشي ميتوا ن دست به كار اصلاح ساختار نهادهاي حاكم وحكومتي شده و موا نع ساختاري را برطرف نما ييم. موانع و آسيب ساختاري نه تنها در انتخابات رياست جمهوري كه در انتخابات پارلماني نيز هم چنان مشاهده پذير بود و به نظر ميرسد در آينده نيز با اين مشكل رو بهرو خواهيم بود .

دوميّن آسيب انتخابات پارلماني را ميتوان در رقابت انتخاباتي منفي يا فقدان فرهنگ تبليغات و چگونگي انجام تبليغات دانست. چگونگي انجام تبليغات و كار برد اصول علمي و تكنيكي از موارد بسيار حساس و تعيين كننده در امر تبليغات است .

هدف از تبليغات بايد بيان حق و رساندن حقيقت به گوش مردم باشد و اگر كوچكترين خلاف حق در محتواي تبليغات وجود داشته باشد، نه تنها تبليغ نيست، بلكه تحريف حقيقت و ضد تبليغ است . تبليغات بايد اهرميبراي دادن شناخت كافي براي انتخاب اصلح باشد لذا با كار هاي نا هما هنگ و كم محتوا بيگانه است.

": مهمترين محد و د يت ها و آسيب هاي تبليغات انتخاباتي را چگونه تحليل كرده و بر ميشماريد؟

نظري : انتخابات پارلماني پس از چند دهه بحران سيا سي در جامعه اي كه پيشينة رفتار انتخاباتي ندارد قطعا ًًً با محذ ورا ت و محدوديت‌هاي انتخاباتي در سطوح مختلف از جمله در عرصة تبليغا ت ا نتخا با تي مواجه ميگرد د. منتهي اين مسأ له در افغانستان بسيار حاد و داراي كار ويژه منفي بوده است. ازاين نظر ميتوان آسيب هاي تبليغات انتخاباتي را در محورهاي ذيل طرح كرد :

1ـ وعدههاي دروغين؛ از جمله روش هاي تبليغي داو طلبان،  و عده  و وعيدهايي بودند كه بسياري از آنها منشاء كارشناسي و پشتوانه اجرايي نداشتند . در ايام انتخابات برخي از كانديداها براي ا ينكه طرفدار جلب كنند به ا ين وآن قول دادند كه در صورت همكاري پس از اين‌كه وارد پارلمان شد، آنها را به مسندهايي كه مورد علاقهشان است منصوب كند يا سرك (خيابان) فلان منطقه را پختهكاري ميكند. به اين ترتيب، يكي از كاستي‌هاي تبليغا ت انتخاباتي اين دوره، دادنِ وعدههاي دروغين كانديداهايي نمايندگي، به مردم  در جهت جلب آراي آنان بود.

2ـ تخريب و تضعيف همديگر ؛ از جمله رفتارهاي ناپسند در انتخابات، تخريب و تضعيف ديگران است. برخي از افراد « اثبات خويش » را در « نفي ديگران » ميدانند. آنها به جاي اين كه محاسن خود را طرح نمايند، به عيبجويي، شايعه سازي، پرونده سازي و هتك حيثيت رقباء ميپردازند. هدف اين دسته از پخش شايعات دروغ، بهرهبرداري سياسي و خارج ساختن رفيب از صحنه سياسي است. در رفتار اين گروه از داوطلبان نمايندگي، اصل رقابت منفي جايگزين رقابت مثبت و سازنده گرديده و رقابت انتخاباتي به خصومت انتخاباتي مبدّل شده است. فرهنگ رقيب ستيزي و نگرش منفي به رقباي انتخاباتي، رقابت را ا ز مرز عقلا ني آن خارج ساخته و هم‌سنگ منازعه وخصومت قرار ميدهد. اين در حالي است كه در جوامع مدرن و دموكرات رقابت نه تنها خصومت تلقي نميگردد بلكه موجب انشكاف و رشد سياسي جامعه ميگردد.

انتخابات پارلماني نشان داد كه هنوز در كشور ما افرادي هستند كه دست يابي به قدرت را در تضعيف و تخريب رقباي انتخاباتي خود جستوجو ميكنند. ا تخاذ اين گونه روش ها خلا ف شرع و عرف بين ا لمللي و قانون انتخابات است .

": مقوله اسراف وتبذيررادرجامه اسلاميافغانستان چگونه ميبينيد؟

نظري : دقيقاً يكي از اشكالات تبليغات انتخاباتي، اسراف تبذيراست. رعايت اعتدال در تبليغات انتخاباتي علاوه بر آن كه ميتواند مشوق جامعه جهت شركت گستردهتر در انتخابات باشد براي كانديداها نيز خالي از فايده نميباشد. امروزه مردم بيبضاعت و رنجديده افغانستان ميخواهند بدانند كه به راستي هزينه‌هاي گزاف تبليغاتي از كجا تأمين ميگردد ؟

براي مردميكه از امكانات اوّلية زندگي محروم است و حتي سرپناهي محقّر را نيز در اختيار ندارد و در زير خيمه ها زندگي ميكنند اين شبهه ايجاد شده است كه فلان نماينده از كجا توانسته هزينة چنين تبليغات وسيعي را تأ مين كند؟ ايجاد چنين شبهاتي، صداقت نمايندگان را زير سؤال برده و اعتماد مرد م به و دولت پارلما ن را كاهش ميدهد. تأ كيد بر روي اين مسأله از آن جهت ميباشد كه به زوال اعتماد عمومي نزد شهروندان منجر شده و به اين ترتيب، « بحران مشروعيت» زمينه ظهور مييابد. مسأ له ديگر، آسيب جدي اي است كه از ناحيه هزينههاي گزاف تبليغاتي برخي نمايندگان بر پيكره دولت _ جامعه از حيث مالي و اقتصادي وارد ميآيد و عملاّ طرح هاي انكشافي را در مغاك فراموشي ميسپارد. به بيان ديگر، كار آمدي دولت در اداره جامعه تضعيف ميگردد و نوعي فرهنگ مصرفگرايي را در جامعه ترويج ميدهد. با هيچ عقل سليم اين مسأله قابل توجيه نيست، كشوري كه سال‌ها فشار جنگ و تنگناهاي اقتصادي آن را  تحّمل كرده ا ست، اين چنين در آمدهاي ارزي آن صرف تهيّه كاغذ گلاسه و چاپ پوستر هاي تبليغاتي پر زرق و برق كانديداهاي  نما يند گي شود.

": به عنوان سؤال آخر گرايشات قومي، طايفه اي و منطقه اي را چگونه تحليل ميكنيد؟

نظري : يكي از ويژگي هاي افغانستان بويژه در نقاط روستايي وجود بافت قبيلوي و طايفه اي است . در قبايل و طوايف معمولا ًًًًًًًً رأي رئيس قبيله و طايفه ملا ك عمل سايرين است . تأسيرا ت رئيس قبيله وطايفه نه تنها در رفتارهاي فردي واجتماعي بلكه درمقوله انتخابات كه يك مسأله سياسي است همچنان مشاهده پذير است . گرايش هاي خرده ناسيونالستي ومنطقه اي نيز از موضوعاتي است كه در ايام انتخابات مورد توجه اصحاب سياست قرار ميگيرد .

                                           شعر

                    هجران!

هجران!

   نفس گرم باران را

به بي‌وفايي دعوت مي‌كند

   بين قطره‌ها و سبزه‌ها

توطئة دوري سر مي‌دهد

     در دل دارد، كه قلب‌هاي

ازغم فراق باران، شوند آزرده

و در خريد شب‌نم وصل؛ جان سپارد، دم بگيرد

   آتش را به بهاي رحمت

به جايگاه باور فرا مي‌خواند

       و نا خود آگاه نسيم شميم دل‌افزا را

در زير ساية سنگين غروب

بدون كفن سبز

   به سكوت مرگبار دعوت مي‌كند

و اعلان مي‌دارد، كه خورشيد!

      در پشت عقده‌هايم

به جشن نشسته

   آه! ظلم برگرد

نگاهم مكن

  نيا كه توان در تن ناتوانم

  به خيالم هرگز سبز نشده

فقط آبشار عزت را با نفس خشك

   در چند متري از ارتفاع

به دماغ حقيقت پوييده

ولي بي‌آب؛ آبشار بي خيزش

   غمنامة فسوس برگونه‌هاي سرخ

آرام آرام، مؤدبانه غلط مي‌خورد

دريا، پر از انتظار

     از مدينة فاضله سرشار

اما! با فرسنگ‌هاي لجوج از فاصله

افول اميد سبز را به نظاره مي‌نشيند.

                                      صهبا سهيل

 

                     خون شقايق

 

شرم داريم يلان! حال كه صيادي نيست
 
پس سبب چيست كه گلخانه آبادي نيست؟
 
خون گل، ريخته در دامن گلشن، كم بود؟
 
آنچه باغچه نموديد، ره آدم بود؟
 
تا كنون يكسره از خصم شكايت كرديم
 
سنگها را به سوي كوه هدايت كرديم
 
هان! چه رفته است كه خود آتش خرمن شده ايم

بذر پاشان! ز چه خود آفت گلشن شده ايم
 
گفتم از چاه برآييم، نه چاهي دگر است
 
گر به هر سو نگري چاه سياهي دگر است
 
حيف امروز وطن، واي ز فرداي وطن
 
حيف خوني كه شقايق به چمن مي ريزد
 
حسرتي كز همه ابناي وطن مي ريزد
 
نيست صياد، ولي دام رهش گسترده است
 
چاه، پر گشته و جاي سيهش گسترده است

زهرا رسولي

 

+ نوشته شده در  86/06/01ساعت 16:28  توسط جمعی از دانشجویان | 
 
صفحه اول
ایمیل
آرشیو مجله
درباره مجله
صاحب امتياز: جمعي ازدانشجويان افغانستان- دانشگاه مفيد
مدير مسؤول: جوادي دايكندي
سردبير: قربانعلی هادی
ساير همكاران:
رضا سلطاني
محمد قيوم عرفاني
محمد امين حيدري
صفحه آرا: هادی دایکندی
تاپیست: بهادر جوادي
------------------------------------
قلم مجله ای است که در زمینه های مختلف اقدام به نشر مطالب می کند، که موضوعاتی چون علمی، فرهنگی، تحلیلی، پژوهشی و سیاسی از اهم آن مطالب می باشد، بنابراین از مقالات پژوهشگران و اندیشوران ارجمند جهت نشر در این مجله به دو صورت: کاغذی و الکترونیکی به گرمی استقبال می شود.
_______________
ياد آوري:
نشريه مستقل ماهنامه قلم، در عرصه‌هاي فرهنگ، سياست، تاريخ و خبر، از آثار اهل قلم وانديشه استقبال مي‌كند.
مطالب ارائه شده الزاماً ديدگاه ماهنامه نيست.
پيشنهادات و انتقادات سازندة شما راهگشاي ما خواهد بود.
 ماهنامه در گزينش و ويرايش مقالات آزاد است.
 هموطنان گرامي و مهاجرين عزيز! ادامة فعاليت‌هاي ماهنامة قلم بستگي به كمك‌هاي مالي و معنوي شما دارد، اميدواریم كه از مساعدت خويش دريغ نورزيد:
شماره حساب بانكي 860348(جوادي) كد:2711 بانك ملي0020شعبه حجتيه- قم.
نشاني: ايران- قم، انتهاي 45 متري صدوق، دانشگاه مفيد، دفتر اداري قلم.
افغانستان: محل پخش كابل، سرك كمپني- ديوان بيگي- مدرسة علمية فاطميه، تلفن:
799183434- 0093 فرهنگ كابلي. 
آدرس الكترونيكي:  Raha214@hotmail.com

نوشته های پیشین
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
شهریور 1386
پیوندها
‌قلم، شماره 35، حمل 1387
قلم، شماره 34، حوت 1386
قلم، شماره 33، 25 دلو 1386
‌قلم، شماره22، قوس 1386
قلم، شماره 32، 1386
قلم، شماره 31، میزان 1386
قلم، شماره 30، سنبله 1386
قلم، شماره 27 اسد 1385
‌قلم، شماره24، حوت1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دانشجو